اس ام اس عاشقانه | اس ام اس جدید - جوک لند jokland.ir

اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

⚉⚉⚉

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:47

عکس

اگه یکی دستت رو گرفت و دلت لرزید زیاد عجله نکن یه روز میاد یه کاری با دلت میکنه که بی اختیار دستات بلرزه

••••❖❖••••

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:45

عکس

گنجشک میخندید به اینکه چرا هرروز بدون هیچ پولی برایش دانه میپاشم... من` میگریستم` به` اینکه` حتی` اوهم` محبت` مرا` از`سادگی ام` میپندارد

...

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:43

عکس

همیشه نگاهی راباور کن که وقتی از ان دورشدی در انتظارت بماند..!

جرعت میخواد

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:42

عکس

هرکی جرعت عاشق شدنو داره باید پای تمام سختیاشو امضا بزنه. ""ب سلامتی تمام عاشقایی ک تاحالا هزار بار خاکستر شدن""

،،،،

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:41

عکس

سنگ کاغذ قیچی!!!  

عشق قیچی شد...  

وقتی که تو سنگ شدی و من کاغذ بی رنگ!!...

عشــــق

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:40

عکس

عشق مثل پرواز است،

بالا رفتنش جسارت می خواهد،

بالا ماندنش لیاقت!

🚩🚩

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:39

دیروز تو بازار یه دختره رو دیدم با موهای بلوند دمب اسبی روسری هم سرش نبود و داشت با حسرت به مفازه ی کلیپس فروشی نگاه میکرد ...رفتم تو نخش که یهویی برگشت...

هیچی دیگه فهمیدم طرف پسره

ً........ً..................

دخترا پرچم بالا

😂

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:37

ﻣﺮﺩ باید ﺧﺸﻦ ﺑﺎﺷﻪ !

ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﮑﻮﺑﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ . . .

ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﮕﻪ . . . . . .

ﺍﻣﺸﺐ ﻣﻦ ﻇﺮﻓﺎﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺭﻡ . . .

والللا . . .

❒❒❒

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 18:35

عکس

خوشبخت ترین پسر کسیست که اولین عشق یه دختر باشد و خوش بخت ترین دختر کسیست که اخرین عشق یک پسر باشد

☆★☆★☆

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 17:59

عکس

خوبه که بدونی
اون ستاره اى که از همه پرنور تره فقط مال تو نیست!
به همه چشمک می زنه !

😞😞😞😞

نوشته شده در 19 / 9 / 1395 ساعت 15:05

عکس

بدترین قسمت زنــدگـے‌ ؛ انتظـــار ڪشیدن است اما ... "بهتـــرین قسمت زنـدگـے"‌ داشتن ڪسـے‌ است ڪــ "ارزش انتظــار ڪشیدن" داشته باشد ... !! 💔

رفتن

نوشته شده در 15 / 9 / 1395 ساعت 15:42

عکس

روز بعد از رفتنش

دوستم به کنایه خندید و بهم گفت :

حالا میشه فراموشش کنی و اینقده اشک نریزی ؟!؟!؟!؟!

نمیدونست پشت این خنده هام ، چقدر اشک بوده !!!!

●●●

گفت تو عاشقم نیستی و رفت

میدونی چرا ؟

چونکه من آنچه در قلبم ازش داشتم با دست و زبانم بهش هدیه نمی دادم

فکر میکردم او آنها را در قلبم میبیند

حالا دیگه دیر شده بود

او رفت

و میدانستم برای همیشه میرود

آنشب وقتی رسیدم خانه ، خیلی خسته بودم

رفتم تو اطاقم و درش را بستم

آهنگ گذاشتم و روی تختم دراز کشیدم

و به آهنگ ها گوش میدادم وخاطراتم را با او در ذهنم‌ مرور میکردم

تا اینکه کم کم خوابم برد نیمه های شب بود که از خواب بیدار شدم و دیدم توی خواب داشتم گریه میکردم

آهنگ غمگینی پخش می شد ، گریه ام شدید شد

آنقدر شدید که دیگر نمی توانستم جلوی هق هقم را بگیرم

آنقدر شدید که با خود گفتم الان خانواده ام همشون بیدار میشن و نگران به اطاقم میان

پس دستم را محکم جلوی دهنم گرفتم

و به سمت زیر زمین دویدم

خیلی سخت بود که تو این فاصله کوتاه بتونم جلوی هق هقم را بگیرم

وقتی داخل زیر زمین شدم ، در را بستم

و دستم را از جلوی دهنم برداشتم

نمی دانستم این هق هق ها از کجا می آمدن

خیلی شدید بودن !!

آنقدر شدید که فکر میکردم الان تمام عالم دارن صدای گریه هام رو میشنون

نمیدانم چقدر طول کشید

فقط میدانم خیلی طولانی بود

میگن گریه تمام درد و غصه ها رو از بدن میریزه بیرون

 

بالاخره آروم شدم و به اطاقم برگشتم و از فرط درماندگی در همان پای تخت خوابم برد

روز بعد وقتی بیدار شدم

فکر کردم عجب خوابی دیدم دیشب

به زیر زمین رفتم

دیدم هیچی دست نخورده

روی وسیله ها همانطور که خاک نشسته بود ، دست نخورده بودن‌

اما نه !!!! مثل اینکه اینجا پشت کمد قطره های زیادی چکیده بود .

آره اینجا ساعتها اشک ریخته شده بود

آرایش پسرا

نوشته شده در 15 / 9 / 1395 ساعت 9:09

عکس

تا حالا تو خیابون دختر بد حجاب دیده بودم ولی بی حجاب ندیده بودم

ترمز زدم و دنده عقب گرفتم

آره ، دختره بی حجاب خیلی عادی از ماشینش پیاده شد

کلاسورش را زیر بغلش گذاشت

و در ماشینو قفل کرد

اونم جلوی دبیرستان پسرانه !!

یعنی حواسش نیس که تو ایرانه !!

!!

!!

وقتی دوستش از اونطرف خیابون صداش زد :

آرش زود باش الان کلاس شروع میشه

فهمیدم پسره ، فقط خیلی آرایش کرده !!

آلیس

نوشته شده در 14 / 9 / 1395 ساعت 21:41

عکس

سرزمین عجایب اینجا باغیه از گلای آدمخوار

مردمش تخمه میشکنن وقت رقص محکوم روی چوبه ی دار

سگارو به گلوله میبندن گرگایی که نشسته میشاشن

مردهاش مثل کوه ایستادن روی زن ها اسید میپاشن

مردمی که با آروزهاشون غرق میشن تو قیمه ی نذری

مثل یه مزرعه که گندم رو خواب میبینه توی بی بذری

دیگه فرقی نداره واسه کسی مزه ی قرص نون با قرص برنج

هنوزم میشه خواب راحت داشت توی عمقِ یه گور راحت و دنج

زندگی اینجا سخته " آلیسم " تو صف خود فروش ها بودن

بین حلقه به گوش ها بودن گربه تو شهر موش ها بودن

برای تو که در بندی ...

نوشته شده در 12 / 9 / 1395 ساعت 0:03

عکس

برای تو که در بندی

همینکه نفس میکشی و میخندی . همینکه اشک شوم به یاد تو همبندی

برای روزهای شبت که شکل یلدا بود . به تلخی حبسی که از گونه هات پیدا بود

برای روزهای سگی مشتهای روبه دیوارت . برای زخم خشک دست سوخته از سیگارت

به لب گزیدنت از درد پشت شیشه وقتی که . نگاه زنت ، پسرت ، خم نمیشوم به شرطی که ...

رها شوی از شرم فحش های ناموسی . و بهت همسرت از ترس توی کابوسی

که شب به مغز تو رعشه جفت میگیرد . هنوز زنده ای و زندگیت ساده میمیرد

وباز پرسه تو حیاط و بحث های تکراری . به این نفس کشیدن سنگین و تلخ و اجباری

که جیره ی صبحت طناب دارَت بود . گناه تو این بود که چیز بارَت بود

به این ته بن بست و نعره های مغرورت . به اینکه دوباره شروع میکنیم های مشهورت

به اشک لای شیارهای صورت مادر . به چکه چکه آب شدن های جسم پدر

جهان برای تو یک سلول انفرادی بود . وسهم تو سیلی و فحش و چشم های کبود

که در میان دهان بازجوی همیشگیت شلاق است . تو زخم داری و چرک کرده این حادثه داغ است

تویی و دلواپسی و زجر توبه کردن ها . و حبس سینه درطاق مستراح و چیز خوردن ها

به خلط تو با خون زجه با کمربندی . که حفر میکند پشت سرخ تو را و میخندی

به سوگ تو نوشابه ها همه عزادارند . اگر چه به اجبار سر به ماتَحت تو دارند

فدای غربت تو ، بغض کن نخند لامصب . من از غرور تو در اعتصاب غذات میترسم

به روسری به سر از مرد زن شدن هایت . تو پشت میز محاکمه ای من چرا می لرزم؟

شعار بود شعار ما همه ندا و سهرابیم . حدیث باسن و نان بود ، ما همه خوابیم

حدیث تو جک شد در حد یک عجب ای وای . تو پیش به سوی مرگ و ما به عقب ای وای

تویی و زخم بزرگی که داغ میشود هر روز . و ما که جشن میشویم رقص در نوروز

تویی که داد میشوی از درد برای بیداری . منی که چُرت شده از نعشه های بی عاری

منی که به سیزده های در نشده ات رقصیدم . منی که از هالووین به زندگی تو در بند ترسیدم

از این همه حرف ها و چهره های پوشالی . به نفرت از قلب ها و مغزهای تو خالی

 

به غرق شدن این جمع در زندگیِ گوسفندی . تو گریه گرفته چشم های کبودت ، میخندی ؟

...

نوشته شده در 10 / 9 / 1395 ساعت 21:47

عکس

.....

نوشته شده در 10 / 9 / 1395 ساعت 21:45

عکس

.....

نوشته شده در 10 / 9 / 1395 ساعت 21:42

عکس

دوستت دارم محسنم

نوشته شده در 9 / 9 / 1395 ساعت 23:42

عکس

با اینکه تازه دیدمت انگار یه عمره با منی
انگار داری با اون نگات اسمم و فریاد میزنی
چشمات باهام غریبه نیست , یه تیکه از خوده منه
دلم داره با نفسام , برای تو پر میزنه
تویی که با اومدنت دلم پر از جوونه شد
خونه ی ویرونه من بازم دوباره خونه شد
تویی که بودنت برام , دلیل زنده بودنه
تموم آرزوم فقط بدون تو نبودنه
♫♫♫
دارم میرم ولی دلم
میخوام باشه کنار تو
میترسم از اینکه یه عمر
باشم در انتظار تو
بدون تو نمیتونم
یه لحظه آروم بگیرم
اشکام سرازیر میشه و
از غم و غصه میمیرم
♫♫♫
آخه مگه به جز تو کی مونده تو این دنیا برام
دیگه کسی رو ندارم من و موندم و خاطره هام
اما میدونم که باید دوریت و به جون بخرم
از پیش تو باید فقط یه یادگاری ببرم
نه تقصیر تو بود نه من دنیا به کام ما نبود
قرارمون باشه یه جا , آون ور گنبد کبود

دلــــم ، شــــکــــســــتــــــه

نوشته شده در 9 / 9 / 1395 ساعت 15:07

عکس

رفتی...

قرار بود 2 تا بشیم

آخرش شد...

ولی تــــو و اون

مـــن و...

تو شدی 2 تا و من موندم و خودم

بله رو گفتی و امضا تو زدی و...

رفتی زیر یه سقف

من هنوزم تنها و

بـــی خـــونـــه !!!

پرسه زدم تو نبودنات...

تو پرسه میزدی تو خوشی و خوشبختی

هه ... عشق و نگاه...

یکی رو عروس میکنه

یکی رو شـــاعــــر...

قبل اینکه برم خدمت بدون هیچ تجربه ای تو نوشته هام میگفتم:

" بدترین ظلم ها به اون عاشقایی شد که پسر باید می رفت سربازی و دختر چشم به راهش بمونه "

خیل کم هستند اینجور عاشقا

ولی هستند...!!

با تجربه ی کامل میگم: چشم به راه موندن دختر سخت تره

غافل از اینکه پسر هم براش سخته و تو پادگان سختی های خیلی زیادی رو تحمل میکنه

ولی از قدیم گفتند: اونی که تو راهه خسته نیست

اونی که چشم به راهه خسته هست

.

.

.

روحمو خیلی وقته اعدام کردی

آخـــرش ســوخــتـــم...!

منو فروختی...!

به اون یـــکـــی ... به خاطر پــــــول ؟ قـــیـــافـــه ؟

به خاطر اینکه تو حیاط خونمون ماشین نبود؟

به خاطر اینکه نبردمت بهترین رستوران شهر ؟؟

به خاطر اینکه نبردمت لوکس ترین بستنی خوران و...؟؟؟؟

هــــــه... دیگه منو تو دنیای مجازی با اسم مستعار (( فـــــروخــــتـــــه شُـــــده )) می شناسن

همه میگن: کی اینو فروخت ؟؟ میخندن

هــــِــــــه

اشکال نداره

.

.

.

.

 

دســـتــــشـــو مـــی گـــیـــری

امـــــــــــا...

دوســــتــــت دارم

.

.

.

.

یادگاری هامو که نداری خوشبحالت

اینقدر سر مَردم و خونواده و... شلوغه که

قبل اینکه بمیرم فهمیدم که بعد مرگم

حتی وقت ندارن پنج شنبه ها بیان دیدنم

 

بعد مرگم مامان داد بزن بگو مظلوم پسرم

خواهرجونام گریه نکنین وقتی داداشو می برن...

.

.

.

امشب هم فدا مدا شدیم رفت پای اون سربازی که تو مرخصی تصادف کرد و خودش و خواهر و مادرش سوختند و مُردند و پدرش هم رفت کما...خدا بیامرزتشون
.

.

.

همین... خــداحـــافـــظ

همه میریم یه روزی ... آمـــاده بـــاشــیـــد
.

.

.

6/7/95

12:35

سه شنبه

نوشته شده: فـــروخــتـــه شــده...!